ما 189 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

درباره سنگها

پرینت

تاریخچه سنگ های قیمتی در جهان

تاریخ انتشار : . درباره سنگها

امتیاز کاربران

 

تاریخچه سنگ های قیمتی در جهان

تاریخ استفاده از زیورها و سنگ‌های قیمتی به اندازه تاریخ پیدایش بشر و قدمتی هفت هزار ساله دارد. سنگ‌های قیمتی نمایانگر ثروت و تشخص بوده و فرمانروایان قدیم از نگین‌هایی که از این کانیها جواهر ساخته شده بود استفاده می‌کردند. استفاده از زیورهایی چون صدف‌ها و سنگ‌های زیبا و رنگین از سوی زنان نیز جدا از اعتقادات جادویی و پزشکی که داشتند سبب برانگیختن تحسین و جلب توجه مردان می‌شد. در زمان‌های قدیم و بسیار پیش از آنکه بشر وسائلی آماده کند و یا مهارتی کسب نماید که بتواند سنگ‌های سخت را تراش داده و حک کند، سنگ‌های قیمتی علاوه بر ارزش مادی بیشتر جنبه سحر و جادو داشته و بعنوان طلسم برای صاحبانشان محسوب می شده‌اند و به علت بعضی اعتقادات و افکار مرموز که نسبت به تاثیرات مخفی سنگ‌های رنگین داشتند، آنها را مورد ستایش و مصرف قرار داده بودند. باور بر این بوده که دارندگان طلسم قادر به دور کردن شیاطین، امراض و دیگر حوادث ناخوشایند از خود بوده و فرشتگان آنها را حمایت کرده و از سلامتی و خوشبختی برخورداری خواهند ساخت. از جمله اعتقادات این بود که عقیق انسان را در برابر گزیدن رتیل و برق زدگی محافظت می‌کند، یشم سبز می‌توانست باران بباراند و هر کس سنگ لاجوردی با خود داشت از حمله و نیش مار و افعی مصون می‌ماند. تا اوایل قرن نوزدهم همچنان اعتقاد بر این بود که سنگ‌های قیمتی به عنوان شفا دهنده بیماری‌ها و ناراحتی‌های جسمی موثر هستند. گاهی وجود نگین یا تکه‌ای از سنگ جواهر در اتاق و یا نزدیک بیمار برای القا باور به شفا برای بیمار کافی بود و یا برای برطرف کردن درد بیمار آن را بر روی قسمت ناراحت بدن می‌گذاشتند و برای اطمینان بیشتر از شفا، نگین یا تکه سنگ جواهر را به پودر تبدیل کرده و به بیمار می خوراندند. اطلاعات لازم برای تشخیص اینکه چه جواهری کدام بیماری را معالجه می‌کند در کتاب‌های آن زمان وجود دارد. مسلم است که موفقیت در معالجه برخی بیماری‌های آسان و زودگذر به علت پودر جواهر خورانده شده نبود. بلکه دلیل اصلی تاثیر تلقین این فکر به شخص بیمار بوده است ولی در صورتی که بیمار شفا پیدا نمی‌کرد دلیل آن را ارزش کم و یا ناخالص بودن پودر جواهر مصرف شده می‌پنداشتند. امروزه حتی در کشور پیشرفته ژاپن نوعی از اینگونه خرافات به شکل قرص.‌

این کلسیم ساخته شده از مروارید پودر شده جلوه می‌کند و دارای مصارف پزشکی است. در نتیجه باور انسان‌ها به رابطه مافوق طبیعی بین سنگ‌های جواهر و عالم ناشناخته آنها را مثلاً به ستارگان ربط داده و هر جواهر را به یک ستاره از مجموعه ستارگان زودیاک نسبت داده، برای هر ماه ستاره‌ای و جواهری مشخص را معین کرده بودند. تولد هر انسان را با جواهر مختص آن ستاره از مجموعه ستارگان مشخص می‌کردند و باور بر این بود که شخص متولد شده بوسیله نگین جواهری مختص آن ستاره حمایت می‌شود. انواع نگین‌های جواهر حتی برای آفتاب، ماه و دیگر کرات در نظر گرفته شده بود. اخیراً در بعضی از کشورها نوعی از سنگ‌های قیمتی را که در معادن استخراج می‌شوند به عنوان سمبل کشور خود برگزیده‌اند. در این راستا شایان ذکر است که از دیر باز اماکن مقدسه، کلیساها و البسه مخصوص اجرای مراسم مذهبی توسط پاپ و اسقف‌ها نیز با سنگ‌های گران بها تزیین می شده‌اند. سرانجام تحت تاثیر ساختمان پیچیده اجتماعات بشری و عوامل فردی و روانی و اجتماعی و حس رقابت و اعتقاد به جنبه‌های جادویی و پزشکی زیورها و گوهرها و مهره‌ها، استفاده از زینت آلاتی چون گوشواره‌ها و خلخال‌ها که با نگین‌ها و سنگ‌های قیمتی گران بها و نیمه قیمتی تزیین می‌گردیدند شدت و اهمیت فراوانی یافته و با تبادل کالا و بازرگانی رواج و توسعه جهانی یافت چنان که رفته رفته بکار گرفتن این قبیل اشیا تجملی و زینتی جزو عادات و رسوم عمومی جوامع بشری گردیده است. بهرحال امروزه جواهرات بیش از آنکه بعنوان سمبل ماهها یا کشورها و یا برای تزیین مطرح باشند بعنوان پشتوانه مالی و سرمایه‌گذاری دراز مدت مورد نظرند. جواهرات در حقیقت سرمایه‌هایی هستند که با وجودی که جای کمی را اشغال می‌کنند ولی توانسته‌اند بیش از دیگر انواع سرمایه‌گذاری‌ها در چند دهه اخیر تورم و کاهش ارزش نقدینگی‌ها را تحمل نمایند. امروزه بخش‌هایی از گوهر شناسی جنبه علمی به خود گرفته و گوهر تراشی و ساختن زیورهای گوناگون نیز جزو رشته‌های هنری بشمار می‌رود.

 

تاریخچه طلا و جواهر در ایران

با تامل در سیر تکاملی تمدن‌ها، متوجه می‌شویم که انسان‌ها در ادوار مختلف، همواره متناسب با سطح فرهنگ خود ؛به دنبال زیبایی و تزیینات بوده و برای ایجاد این تزیینات، از طبیعت و محیط اطراف، بهره گرفته‌اند. در طی قرن‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر، مواد کمیاب و زیبا مانند: صدف، استخوان، سنگریزه، عاج، پنجهٔ حیوانات، چوب، سنگ، مروارید، مرجان و مینا، مواد قیمتی نامیده می‌شدند. از این مواد، متناسب با طبیعت محل زندگی و فرهنگ، در تزیینات، بهره گرفته می‌شد. در این میان، ایران همواره سردمدار فرهنگ و تمدن، بوده و دارای سنن خاص خود در طراحی و استفاده از جواهرات، سنت‌ها ی خاص خود را به کار برده است. جواهرات در ایران، تاریخچه کهن و پر فراز و نشیبی دارد. در ایران باستان، از جواهرات علاوه بر زیبایی برای رفع بلا و طلسم خدایان بد سرشت، استفاده می‌شد همچنین جواهرات، نشان دهنده مقام اجتماعی شخص و اصالت خانوادگی او نیز بود.

در ایران برای ساخت جواهرات، از طلا، نقره، و برنز و انواع سنگ‌های رنگی استفاده می شده است و از آن جا که ایرانیان اهمیت زیادی به تجمل و آراستگی می‌دادند، از نظر جواهرات برای تزئین لباس‌ها، آرایش مو و ساخت ظروف استفاده می‌کردند و از این نظر، ایرانیان در هر دوره تاریخی، دارای سبک و نقش و نگارهای ویژه‌ای شدند. سرانجام از قرن نوزدهم، با نفوذ اروپائیان به ایران، بسیاری از تکنیک‌ها و سبک‌های ایرانی کمر نگ و کمرنگ تر شدند، اما ایران، همچنان فرهنگ غنی خود را در دل اقوام و قبایل خود حفظ کرد و بدین ترتیب برخی مدل‌های سنتی، در بین قبایل، از جمله اقوام کرد، ماندگار شد. متأسفانه امروزه نیز از طرح‌های غربی استقبال بیشتری می‌شود. فرهنگ نادرست غرب پرستی، دامن گیر صنعت جواهرسازی نیز شده رو به گسترش است به گونه‌ای که بسیاری از طرح‌های ایرانی، در ایران صنعت رو به فراموشی رفته است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که با تجدید نظر در طرح‌ها و فرهنگ سازی، مانع پیشرفت این سیر نزولی شویم و آفرینش سبکی خاص را جایگزین تقلید از سبک‌های غربی نموده، فرهنگ ایرانی را از فراموشی حفظ نماییم. در این جا به منظور آشنایی با فرهنگ سنتی، کهن و اصیل ایرانیان در ساخت طلا و جواهر و سیر تکامل این صنعت در کشورمان از ادوار دور تا کنون، به بررسی کوتاه تاریخچه جواهرات در ایران می‌پردازیم .

 

ایران قبل از اسلام

هزاره دوم قبل از میلاد ساکنان فلات ایران، در سال‌های ۳۰۰ تا ۱۳۰۰ قبل از میلاد، از زیور آلات مسی و نیز رشته‌هایی از مهر ه‌های رنگارنگ استفاده می‌کردند. در نیمه اول این هزاره، جواهراتی به صورت گردنبند ودستبند، با دانه‌هایی مانند تخمه‌های خربزه و جدا کننده‌های توخالی طلایی ساخته شدند که هم مردان و هم زنان از آنها استفاده می‌کردند. در " Susa" در شمال غربی ایران نیز هنرمندان از همان تکنیک و طراحی، برای ساختن جواهرات استفاده می‌کردند و در شهر سوخته، واقع در استان سیستان و بلوچستان جواهرات توسط صنعتگران بومی ساخته می‌شد.

هزاره اول قبل از میلاد مخلوط شدن گروه‌های قومی و گروه‌های تازه‌ واردی که به دلیل برانداخته شدن سلسله پادشاهان در بین‌النهرین به ایران وارد شده بودند و نژاد آریایی از شمال، آداب و سنت‌های غنی را ایجاد کردند، این سنت‌های هنرمندانه، د رحفاری‌های باستن شناسی کشف شده است. به طور مثال، در استان آذربایجان، استخوان‌های دختری مربوط به سال‌های ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میلادی کشف شد که با دیسک‌ها، پیشانی بند، دستبند، انگشتر، خلخال و رشته‌ای از هفت مهره برنزی، تزیین شده بود. در این هزاره، در استان لرستان، گروهی از برنز کاران سکونت داشتند که سنجاق‌ها و زیور آلاتن مذهبی و تزیینی ؛همراه با نقش و نگارهایی از توتم ،(مانند خنجر، شمشیر و ابزار آلات جنگی) می‌ساختند. برای زدن طرح‌های افسانه‌ای (اژدها و دیوها)، و همچنین برای ساخت دیسک و تیردان، صفحات فلزی را چکش کاری می‌کردند.

هخامنشیان در زمان هخامنشیان، کار با طلا و هنر جواهرسازی، نتیجه هماهنگی سنت‌های مختلف، به روشی بسیار ماهرانه بود. تعدادی از اشیای مدل داده شده مربوط به این دوره، شامل بازوبند، پلاک، شمسه، دستبند، انگشتر، دکمه، مهره، گردنبند، سنگ‌های قیمتی و ... است.

پارتیان به تزیینات و درخشان سازی اشیاء که در شرق ایران؛ ملت‌های دیگر فرا گرفته بودند، علاقه خاصی نشان می‌دادند. سایر ملل نیز از روش‌های تزییناتی پارتیان، پیروی می‌کردند. در زمان پارتیان، جواهرات، زیبا تر و با شکوه تر شدند. طلا و جواهرات، در مقیاس‌های کوچکتر و با طرح‌هایی ساده تر، ساخته می‌شدند. آنها از انواع مختلف تزئینات، آویزها، سنجاق‌های کوچک، حلقه‌ها و سنگ‌های قیمتی استفاده می‌کردند. کمربندها وکلاه‌های تزیین شده از جواهرات، در این دوره رواج داشت.

ساسانیان در دوره ساسانیان، هنر طلا و جواهرسازی، مانند سایر هنرها به شکوفا یی رسید. پیچیدگی مهر و نشان‌ها، کیفیت سکه‌ها، روکش‌های تزئینی بر روی تاج‌ها ومهارت به کار گرفته شده در نقره آلات این دوره شگفت انگیز است.

عرب‌ها (مهاجمان) پس از برانداخته شدن ساسانیان، جامعه ایرانی با وجود از بین رفتن استقلال سیاسی، با شگفتی بسیار، فرهنگ غنی خود را حفظ کرد و مانند همیشه، متجاوزان، فرهنگ غنی ایرانی و آداب و رسوم آن را پذیرفتند. به بیان دیگر، بسیاری از نقش و نگارها و طرح‌های ایرانی و تکنیک‌های آن باقی‌ماندند. در این دوره، نقره الات با پذیرش عمومی شگفت انگیزی رو به رو شد، اما برخی قطعات طلا، تنها توسط زنان استفاده می‌شد و صنف زرگرها را بیشتر افرادی از مذاهب دیگر، مانند یهودیان تشکیل می‌دادند.

ایران پس از اسلام پس ار فتح ایران توسط اعراب، هنر سنتی ایرانیان تحت تاثیر کانون‌های هنر اسلامی که در آنها استفاده از تصاویر ممنوع قرار گرفت. در این دوره، از تکنیک‌هایی، مانند برجسته کاری، ملیله دوزی با سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی و مینا کاری (مینا سیاه) استفاده می‌شد. در دو دهه اول بعد از اسلام، طرح‌ها و نقش رنگارها به طرح‌های کلاسیک مربوط به روم شرقی و سنت‌های تزئینی دوره ساسانی، محدود شد. در قرن‌های ۹تا ۱۲ مدل‌های اسلامی به صورت آمیخته‌ای از طبیعت و شکل‌های هندسی، گسترش یافت. در طی قرن‌های ۱۲ و ۱۳، دستبندهای ایرانیان از طلا، نقره و برنز، به صورت ورقه‌های فلزی ساخته می‌شدند. گوشواره‌هایی هلالی شکل از طلا، و تزیین شده با ملیله، روبان، پیچک، جوانه و مهره‌هایی با طرح‌های مختلف، ساخته می‌شدند و گردنبندهای طلا از کنار یکدیگر قرار گرفتن، تشکیل می‌شدند. اشیایی مربعی و یا اساتوانه ای شکل، به عنوان طلسم، ساخته شده از طلا، نقره، برنز و سنگ‌های قیمتی، که بر روی آنها " نوشته " وجود دارد. در بین طلا و جواهرات این دوره یافت می‌شود، که از آنها به عنوان مهر حفاظت کننده، استفاده می شده است. نقش و نگارهای کنده کاری شده‌ای از این زمان باقی‌مانده که حاوی معانی سمبلیک و حتی نقش‌های عربی  اسلامی و طرح‌هایی از حیوانات است. از قرن چهاردهم به بعد، نسخه‌های خطی کشف شده، منابع معتبری برای اطلاع رسانی در مورد جواهرات ایرانی، محسوب می‌شوند.

تیموریان تیمور، حامی بزرگ انواع هنرها بود اوعلاقه بسیاری به سنگ‌های رنگی و روکش‌های فلزی داشت و این ویژگی او باعث شد که نقش نگارها و تکنیک‌ها برای دوره‌ای بعدی (صفوی و قاجار) زنده بمانند. در زمان مغول و تیموریان، موهای آرایش شده با جواهرات برای زنان و نیم تاج‌هایی از جواهر برای مردان، متداول بوده است.

صفوی مینیاتور، منبع اطلاعاتی باارزشی در مورد جواهرات و سلیقه‌های این دوره است. زنان و مردان صفوی، از یک مد یکسان در مورد زینت آلات پیروی می‌کردند و بیشتر ایرانیان به تزئین لباس‌ها فنجان‌های مجلسی، آبخوری و کوزه‌ها با سنگ‌های قیمتی ؛علاقه بسیاری نشان می‌دادند. در این دوره، جواهرات گران تر و ساخت آنها تخصصی تر شد.

قاجار جواهرات مربوط به این دوره،به شدت تحت تاثیر طرح‌ها، نقش و نگارهای غربی بودند. یکی از ویژگی‌های جواهرات این دوره، مینا کاری قطعات طلا و تزیین آن با سنگ‌های رنگی است. در قرن نوزدهم، سنت‌های اصیل و بومی به دلیل نفوذ اروپائیان کمرنگ تر شدند، اما طرهای سنتی اقوام کرد، همچنان باقی‌ماندند. در اواخر دوره قاجار و در قرن بیستم، جواهرات، بدلی و تکراری شدند مدل‌های خارجی، به گونه‌ای کپی می‌شدند که طرح‌های ایرانی، نفوذ کمی بر روی آنها داشتند. غرب گرایی ناصحیح در جامعه، به صورت مد و پیروی از طرح و نقش‌های غربی در این دوره آغاز شد.

سنت‌های قبیله‌ای در ایران، بخشی از جواهرات، توسط قبایل استفاده می‌شد، مردمی که گستره وسیعی از مدل‌های سنتی را با نفوذ پر قدرت در بین خود حفظ کرده‌اند. ای مدل‌ها غنی، زیبا و بسیار متنوع در طرح و موثر در زنده نگاه داشتن مدل‌ها باستانی هستند. زنان قبیله‌ای با سلیقه‌های متوع و در موقعیت‌های مختلف اجتماعی، از جواهرات هلالی شکل، گلابی مانند و قلبی شکل و همچنین انواع سنجاق‌ها، کلیپس‌ها و سایر جواهرات کوچک استفاده می‌کنند. در کردستان نیز جواهرات طرح‌ها و شکل‌هایی بسیار متنوع دارند. برخی طرح‌های سمبلیک در بین کردها رواج دارد. سنگ در بین کردها محبوبیت قابل توجهی ندارد؛ اما سکه و مهرهای کوچک، بسیار پر طرفدار هستند. نکته قابل توجه در مورد جواهرات قبیله‌ای این است که: این جواهرات، سال‌های طولانی، هویت ممتاز و دست نخورده خود را دربرابر سلیقه‌های متنوع و زودگذر شهری حفظ کرده‌اند. همانطور که مردم قومی و قبیله‌ای ویژگی‌های خاص خود را در طی قرن‌ها نگاه داشته‌اند.

 

خواص سنگ‌های قیمتی

جواهرات و سنگ‌ها اشعه و حرارت کیهانی را جذب نموده، سپس طبق خواص خود، پرتو و اشعه را به هاله‌ها و چاکراهای فرد منعکس کرده و به شخص نیرو می‌بخشد. سنگ‌ها و جواهرات دارای - خواص مغناطیسی - خواص طبی - خواص سحری می‌باشد و باید دقیقاً این خواص را شناخته و در رابطه با طبع و مزاج و عنصر خود و همینطور برج و ستاره خود، سنگ‌ها و جواهرات را انتخاب و از آن استفاده نمائیم.

امروزه هر چند موارد استفاده از این سنگها به این شکل معمول و شناخته شده نیست ولی گاهی در گوشه‌هایی از جهان شاهد استفاده از سنگها به عنوان داروهای تدریجی می‌باشیم. حتی افرادی که به این گونه درمان‌ها معتقد نیستند اگر یکی از این سنگها را در اختیار داشته باشند و بر روی بدن یا در اتاق خود قرار دهند متوجه نیروهای مثبت آن خواهند شد. هر چند با صراحت اعلام می‌کنیم که این سنگها هرگز جایگزین علم پزشکی نمی‌شوند ولی بسیار سودمندند. بسیاری از مدیتورها برای انجام عمل مدیتیشن از نوعی کریستال خاص که سرشار ازسنگ سیلیس است استفاده می‌کنند. این ترکیب به میزان فراوانی در شن‌های کویر لوت ایران یافت می‌شود که از هند و بسیاری از کشورهای اروپایی برای داشتن آن به ایران مسافرت می‌کنند. کلید اصلی درمان، کشف طبیعت بیماری و درک علت یا علل اصلی بیماری می‌باشد ضروری است که ابتدا ریشه و طبیعت بیماری را کشف نمائیم. بیماری‌ها معمولاً نشات گرفته از نگرانی یا استرس‌های درونی است کشمکش میان روح و شخصیت فرد، موجب بهم خوردن تعادل و ایجاد عدم هماهنگی در اعضای بدن می‌شود مهمترین بخش درمان، آگاهی افراد، پیشگیری و درک علت بیماری است. چنانچه فرد برای روح و جسم خود اهمیت ویژه قائل شود و روح و روان خود را تقویت کند می‌توان گفت که بیشتر امراض را از خود دور کرده و زندگی سالم و پر نشاطی خواهد داشت. وقتی روح خسته و بی نشاط باشد امراض و بیماری‌ها به سراغ فرد آمده و او را از پای در می‌آورد. در این بین برای نشاط و تقویت روح، سنگ‌ها و جواهرات نقش ویژه و ارزنده‌ای ایفا می‌کنند. کافی است که از خواص درمانی سنگها مطلع و آگاه باشیم. امراض و بیماریهای روحی، روانی و درونی به راحتی و بدون نیاز به داروهای شیمیایی قابل پیشگیری و درمان هستند. گذشته از زیبایی ظاهری سنگها از نظر شکل و رنگ طبیعی آن که آرامش خاصی به افراد می‌دهد، استفاده مداوم از آنها در پیشگیری و درمان بیماری، با توجه به انرژی‌های نهفته در درون سنگها و جواهرات انسان را قوی می‌کند ودر برابر بیماری‌ها و مشکلات مقاوم می‌سازد.[۳] همیشه افرادی که در برابر مشکلات و ناراحتیها مقاومت و پایداری می‌کنند نیازمند یک نیروی پشتیبان و تقویت کننده هستند تا بتوانند به آنها غلبه و خود را پیروز معرفی کنند که در این میان سنگها (مواد معدنی) می‌توانند کمک شایانی به افراد بکنند و سلولهای ضعیف را که بر اثر مقاومت بیش از حد در حال از بین رفتن هستند تقویت کرده و موجب تجدید حیات آنها می گرداند. کافی است که به قدرت اعجاز آمیز سنگها در زمینه درمان پی ببریم: وقتی روح فردی با مشکلات دست به گریبان شد و نتوانست به آنها غلبه کند آزرده می‌شود و انرژی و امواج نامطبوع (یا منفی) منتشر می‌کند که همین امر در برخوردها و رویا رو شدن با دیگران موجبات ناخشنودی دیگران را فراهم می‌سازد و انرژی منفی ناخواسته به دیگران منتقل شده و شادی را از محیط اطراف خود می‌گیرد. بطور مثال چنانچه در بین چند نفر، یکی از آنها شاد و خنده‌رو باشد انرژی مثبت خود را به دیگران می‌دهد.

پرینت

دیدگاه اهل بیت عصمت و طهارت در مورد احجار کریمه

تاریخ انتشار : . درباره سنگها

امتیاز کاربران

 

 

 

 

فصل اول : در بيان آنچه انگشتر از آن سازند 
سنت است كه انگشتر از نقره باشد و مردان را انگشتر طلا در دست كردن حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد مردان و زنان را مكروه است .
چنانچه منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام به سند صحيح و حسن كه انگشتر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از نقره بود.
در چندين حديث معتبر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه انگشتر غير نقره در دست مكنيد به درستیکه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه پاك نيست دستى كه در آن انگشتر آهن باشد.
در حديث ديگر فرمود كه پاك نكند خدا دستى را كه درآن انگشتر آهن باشد. ودر حديث معتبر ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه بهتر است که مرد با انکشتر آهنی نماز نخواند ونهى فرمود که انگشتر برنج در دست کن .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه انگشتر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از نقره بود و نگين نداشت و برآن نقش كرده بودند محمد رسول اللّه .

 

 

 

 

فصل دوم : در فضيلت عقيق 
منقول است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام چهار انگشتر در دست ميكردند انگشتر ياقوت براى شرافت و زينتش و فيروزه براى نصرت و ياريش و حديد سيمى براى قوتش و عقيق براى حرز و دفع دشمنان وبلاها. و در حديث صحيح از حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام مروی است که عقيق فقر و درويشى را برطرف ميكند و در دست كردن عقيق نفاق را زايل ميكند.
در حديث صحيح ديگر از آن حضرت منقول است كه هر كه قرعه به انگشتر عقيق بزند سود بیشتری می برد.
در حديث معتبر از حضرت امام جعفر عليه السلام منقول است كه انگشتر عقيق در دست كنيد كه مبارك است و هر كه انگشتر عقيق داشته باشد اميد هست كه عاقبتش مقرون بخير ونيكى باشد.
از ربيعة الراوى منقول است كه در دست حضرت امام زين العابدين عليه السلام انگشتر عقيق ديد پرسيد كه اين چه نگين است ؟ فرمود كه اين عقيق رومى است .
حضرت رسول فرمود كه هركه انگشتر عقيق در دست داشته باشد حاجتش برآورده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه انگشتر عقيق ارثی ايمنى است در سفر.
در حديث ديگر از آن حضرت منقول است كه هر كه انگشترى بگيرد كه نگينش عقيق باشد پريشان نشود و عاقبت كارش البته نيكوباشد.
در حديث ديگر وارد شده است كه حاكمى پى شخصى فرستاده بود به سبب جرمى ، حضرت صادق عليه السلام فرمود كه انگشتر عقيق به او برسانيد چنان كردند مكروهى باو نرسيد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بنزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد و شكايت كرد كه دزد در راه بمن رسيد واموال مرا برد حضرت فرمود كه چرا انگشتر عقيق در دست نداشتى كه آن از هر بدى نگاه ميدارد آدمى را.
به سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه انگشتر عقيق در دست كنيد مادام كه آدمى آن انگشتر را با خود دارد اندوهى به او نميرسد.
در حديث معتبر ديگر فرمود كه انگشتر عقيق با خود داريد كه آن اول كوهي است كه اقرار كرده است از براى خدابه يگانگى و از براى من به پیغمبری وازبراى تو يا على بامامت .
در حديث معتبر از بشير دهان منقول است كه عرض كردم كدام يك از نگينها برانگشت خود بنشانم فرمود كه چرا غافلى از عقيق سرخ و عقيق زرد و عقيق سفيد كه اينها سه كوهند در بهشت اما كوه عقيق سرخ پس و عقيق زرد و عقيق سفيد كه اينها سه كوهند در بهشت اما كوه عقيق سرخ پس مشرف است برخانه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم واما كوه عقيق زرد پس مشرف است برخانه حضرت فاطمه عليهم السلام و اماكوه عقيق سفيد پس مشرف است بر خانه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و همه آنها يك خانه است و از زير هر كوهى نهرى جاريست از برف سردتر و ازشير سفيدتر و نميخورد از آن نهرها مگر آل محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وشيعيان ايشان و هرسه نهر از كوثر مي آيد و بي كجا ميريزد و اين سه كوه تسبيح و تقديس و تمجيد الهى ميكنند و از براى محبان آل محمد طلب آمرزش ميكنند پس هر كه از شيعيان آل محمد يكى از اين عقيقها را در دست داشته باشد نبيند مگر خير ونيكى و فراخى روزى و سلامتى از جميع بلاها وامان يابد از شرپادشاه ظالم واز هر چه آدمى از آن ميترسد و حضر مينمايد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر عليه السلام گذارنيدند تازيانه بسيار براو زده بودند حضرت فرمود انگشتر عقيق او كجاست اگر با او ميبود تازيانه نميخورد.و روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دستى به سوى آسمان بلند نمي شود كه خدا دوست دارد از دستى كه در آن انگشتر عقيق بوده باشد.
در حديث معتبر از حضرت امام حسن عليه السلام منقول است كه چون حضرت موسى عليه السلام بر كوه طور با حق تعالى مناجات كرد و برزمين نظر كرد حق تعالى از نور روى او عقيق را آفريد پس فرمود كه قسم خوردم بذات مقدس خود كه عذاب نكنم بآتش جهنم دستى را كه انگشتر عقيق در آن باشد اگر ولايت على بن ابى طالب عليه السلام داشته باشد.
در حديث ديگر منقول است كه جبرئيل نازل شد بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و گفت يا محمد پروردگار سلامت ميرساند و ميگويد انگشتر را بدست راست بكن و نگينش از عقيق باشد وبگو بعلى بن ابيطالب عليه السلام پسر عمویت كه انگشتر را بدست راست بكند و نگينش را عقيق بكند حضرت اميرالمو منين عليه السلام پرسيد كه يا رسول اللّه عقيق كدام است فرمود كه كوهى است دريمن كه براى خدا اقرار كرده است به يگانگى وبراى من به پيغمبرى و براى تو واولاد تو به امامت و براى شيعيان تو ببهشت و براى دشمنان تو بجهنم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه نماز کسی که انگشتر عقيق در دست داشته باشد برنماز جماعتى كه غير عقيق در دست داشته باشند به چهل درجه زيادتى دارد.
سليمان  روايت كند كه در خدمت حضرت امام جعفرصادق عليه السلام بودم در خانه منصور عباسى پس شخصى را بيرون آوردند كه تازيانه خورده بود حضرت فرمود كه اى سليمان ببين كه انگشترش چه نگين دارد گفتم ياابن رسول اللّه عقيق نيست فرمود كه اى سليمان اگر عقيق بود تازيانه اش نميزدند او را گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه اى سليمان انگشتر عقيق امان ميبخشد از دست بريدن گفتم ديگر بفرما فرمود اى سليمان انگشتر عقيق امان ميبخشد از خون گفتم ديگر بفرما فرمود اى سليمان خداى عزوجل دوست ميدارد كه بلند كند به دعا بسوى او دستى را كه در او نگين عقيق باشد گفتم ديگر بفرما فرمود كه عجب دارم از دستى كه در آن نگين عقيق باشد چگونه خالى ميماند از دينار و درهم گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه نگاه دارنده آدمى است از هر بلا گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه ايمن ميگرداند از فقر گفتم يابن رسول اللّه روايت كنم اين حديث را از جدت حسين بن على عليه السلام از پدرش اميرالمؤ منين عليه السلام ؟ فرمود بلى .
در روايت ديگر منقول است كه دو ركعت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد.

 

 

 

 

فصل سوم : در فضيلت ياقوت وزبرجد و زمرد 
در حديث معتبر از حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام منقول است كه انگشتر ياقوت در دست كنيد كه پريشانى را زايل ميكند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه سنت است انگشتر ياقوت در دست داشتن .
از حضرت امام موسى صلوات الله عليه منقول است كه انگشتر زمرد در دست كردن موجب آسانى است كه در آن هيچ دشوارى نباشد.
در حديث ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام به همين لفظ وارد شده است اما به لفظ زبرجد وفرمود كه انگشتر زمرد در دست داشتن فقر را به توانگرى بدل ميكند و فرمود كه هر كه انگشترى ياقوت زرد دردست كند فقير نشود.

 

 

 

 

فصل چهارم : در فضيلت فيروزه و جزر يمانى 
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه هركه انگشتر فيروزه در دست كند دستش فقير نشود.
از حسن بن على بن مهران منقول است كه به خدمت حضرت امام موسى كاظم عليه السلام رفتم در انگشت آن حضرت انگشترى ديدم كه نگينش ‍ فيروزه بود و نقشش اَللّهُ الْمَلِكُ بود بسيار نظر كردم در آن انگشتر فرمود كه چه نظر ميكنى ؟ گفتم حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام انگشتر فيروزه داشته است كه نقشش اَللّهُ الَمَلِكُ بوده است فرمود كه آن را ميشناسى ؟ گفتم نه فرمود كه همان انگشتر است و اين سنگى است كه جبرئيل براى رسول خدا به هديه آورد از بهشت و آن حضرت به حضرت اميرالمؤ منين بخشيد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه انگشتر جزر يمانى در دست كنيد كه رد نميكند مگر متمردان شياطين را.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين فرمود كه رسول خد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيرون آمدند و انگشتر عقیق يمانى در دست كرده بودند و با ما نماز خواندند و چون از نماز فارغ شدند انگشتر را بمن دادند و فرمودند كه اين انگشتر را در دست راست خود كن و با آن نماز بخوان كه نماز در عقیق يمانى برابر هفتاد نماز است و تسبيح و استغفار ميكند و ثوابش براى صاحبش نوشته ميشود.
على بن محمد حميرى گفت كه دختر جعفربن محمود را خواستم و بسيار او را دوست ميداشتم و فرزند از او به وجود نمى آمد به خدمت حضرت امام على نقى عليه السلام رفتم و اين مطلب را عرض كردم پس تبسم نمود و فرمود كه بگير انگشترى كه نگينش فيروزه باشد و برآن نقش ‍ كن اين آيه را رَبِّ لاتَذَرْنى فَرْدا وَ اَنْتَ خَيْرُالْوارِثينَ چنان كردم يكسال نگذشت كه از آن زن پسرى به وجود آمد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه خداوند عالميان ميفرمايد كه من شرم ميكنم از دستى كه بسوى من بلند شود بدعا و درآن دست انگشتر فيروزه باشد پس او را نااميد برگردانم .

 

 

 

 

فصل پنجم : در فضيلت دُر نجف وبلور و حديد صينى وساير نگينها
به سند معتبر از مفضل بن عمر منقول است كه گفت روزى به خدمت حضرت صادق عليه السلام رفتم و انگشتر فيروزه در دست داشتم فرمود كه اى مفضل فيروزه سير گاه ديده هاى مردان و زنان مومنه است يا دور گرداننده دردهاست از ديده هاى ايشان و من دوست ميدارم براى هر مؤ من كه پنج انگشتر در دست داشته باشد ياقوت و آن فاخرترين همه است و عقيق و آن خالص تر است براى خدا وبراى ما اهل بيت و فيروزه و آن چشم را قوت ميدهد و سينه را گشايش مى دهد و قوت دل را زياد ميكند و چون پى كارى رود آنرا درست كند پس چون برگردد حاجتش برآوره شده است و حديد سيمى و آن را دوست نميدارم كه هميشه در دست داشته باشد وليكن بد نميدانم در دست كردن آن را در وقتي كه بديدن كسى رود كه از او ترسد از اهل شر براى آنكه شر او ساكن ميشود و حديد سیمی شياطين را دور ميكند و باين سبب دوست ميدارم كه داشته باشم پنجم آن درّى كه در نجف اشرف خدا ظاهر ميسازد به درستی که هر كه آن را دست كند بهر نظر كردنى بآن خداوند عالميان زيارتى يا حجى يا عمره در نامه عمل او بنويسد كه ثوابش ثواب پيغمبران و صالحان باشد و اگر خدا رحم نميكرد بر شيعيان ما هرآينه هر نگين از آن به قيمت بسيار ميرسد وليكن خدا ارزان كرده است براى ايشان كه توانگر و فقير ايشان توانند در دست كرد. ابوطاهر ميگويد اين حديث را به حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام عرض كردم فرمود كه اين حديث جدم به حضرت صادق عليه السلام است گفتم شما هيچ چيز را بر عقيق سرخ اختيار نمي فرمائيد فرمود بلى براى فضليت بسيارى كه در آن وارد شده است بدرستى كه پدرم خبرداد مرا اول كسى كه انگشتر عقيق در دست كرد حضرت آدم عليه السلام بود ديد كه در عرش نوشته است اَنَا الْلّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنَا وَحْدى مُحَمَّدٌ صَفْوَنىْ مِنْ خَلْقى اَيَّدْ تُهُ بِاءَخيهِ عَلِىٌ وَ نَصَرْتُهُ بِهِ تا آخر نام هاى پنجگانه آل عبا، پس چون حضرت از آن درخت ميوه خورد و به زمين آمد متوسل شد به سوى خدا باين نامهاى مبارك و ببركت اين نامها خدا توبه اش را قبول كرد پس حضرت آدم انگشترى از نقره ساخت و نگينش را از عقيق سرخ كرد واين نامهاى پنجگانه را برآن نقش كرد و آن انگشتر رادر دست راست خود كرد پس این سنتى شد كه پرهيز كاران از فرزندانش همه به سنت او عمل كردند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه نيكو نگين است بلور و از حسين بن عبداللّه منقول است كه سئوال كردم از حضرت امام على نقى عليه السلام كه آيا خوب است انگشتر سنگ ريزه در دست کردن كه از چاه زمزم بيرون آرند فرمود بلى اما چون خواهد كه استنجاء(باب تطهیر و طهارت)كند از دست بيرون آورد يعنى اگر در دست چپ باشد.

 

 

 

 

فصل ششم : در بيان آنچه سزاوار است كه درنگين نقش كنند 
حسين بن خالد به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض كرد كه جايز است شخصى استنجا كند و در دستش انگشترى باشد كه نقش ‍ نگينش لااِلهَ اِلاّ اللّهُ باشد حضرت فرمود كه خوب نميدانم اين را از براى او گفت مگر رسول خدا و پدران شما با انگشتر استنجا نميكردند فرمود كه بلى وليكن ايشان انگشتر را در دست راست ميكردند پس از خدا بترسيد وافترا برايشان مبنديد پس فرمود كه نقش نگين حضرت آدم لااِلهَ اِلا اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللّهِ بود با خود از بهشت آورده بود و حضرت نوح چون به كشتى سوار شد حق تعالى باو وحى فرمود كه اى نوح چون از غرق شدن بترسى هزار مرتبه لااِلهَ اِلاّ اللّهُ بگو پس دعا كن تا من تو را و مومنان را از غرق شدن نجات دهم پس چون كشتى براه افتاد باد تندى وزيد حضرت نوح از غرق شدن ترسيد و او را مجال آن نشد كه هزار مرتبه لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ بگويد به زبان سريانى گفت هَلُوليا اَلْفا اَلْفا ياماراثَقَن پس طوفان بر طرف شد و كشتى به راه افتاد پس حضرت نوح فرمود كه سختى كه خدا مرا به آن نجات بخشيد سزاوار است كه هميشه با من باشد پس در انگشتر خود ترجمه آن را به عربى نقش كرده لا اِلهَ اِلاَ اللّهُ اَلْفَ مَرَّةٍ يارَبِّ اَصْلِحَنى و حضرت ابراهيم عليه السلام را چون در كفه منجنيق گذاشتند كه در آتش ‍ اندازند جبرئيل بخشم آمد حق تعالى باو وحى فرمود كه چه چيز باعث غضب تو گرديده است گفت پروردگار خليل تست و هيچكس نيست در اين وقت كه تو را به يگانگى پرستد به غير از او دشمن خود ودشمن او را بر او مسلط گردانيده پس خداوند عالم باو وحى فرستاد كه ساكت باش كسى تعجيل در امور ميكند كه مثل تو بنده من است هر گاه كه خواهم او را ميگيرم پس جبرئيل خاطرش مطمئن شد وبجانب ابراهيم ملتفت شد گفت آيا تو را حاجتى و كارى در اين وقت هست فرمود بتونه پس حق تعالى انگشترى براى او فرستاد كه در آن شش حرف نقش شده بود لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللّهِ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ فَوَّضْتُ اَمْرى اِلَى اللّهِ اَسْنَدْتُ ظَهْرى اِلَى اللّهِ حَسْبى اللّهُ پس خدا وحى نمود كه انگشتر را در دست كن كه آتش را برتو سرد و سلامت ميگردانم . و نقش نگين حضرت موسى عليه السلام دو حرف بود كه از تورية بيرون آورده اِصْبِرْ تُوجَرْ اُصْدُقُ تُنْجَ يعنى صبر كن تا مزد يابى راست بگو تا نجات يابى و نقش نگين حضرت سليمان اين بود سُبْحانَ مَنْ اَلْجَمَ الْجِّنَّ بِكَلِماتِهِ ونقش نگين حضرت عيسى دو حرف بود كه از انجيل بيرون آورده بود طُوبى لِعَبْدٍ ذُكِرَ اللّهُ مِنْ اَجْلِهِ وَ وَيْلٌ لِعَبْدٍ نُسِىَ اللّهُ مِنْ اَجْلِهِ يعنى خوشا حال بنده كه ياد كرده شود خدا به سبب او و واى بر بنده كه خدا فراموش شود از خاطرها به سبب او و نقش نگين حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اين بود لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ مُحَمَّدْ رَسوُلُ اللّهِ و نقش نگين امام حسن عليه السلام اءلْعِزَّةُ لِلّهِ بود و نقش نگين حضرت امام حسين اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهِ و حضرت على بن الحسين عليه السلام انگشتر پدر خود را در دست ميكردند و حضرت امام محمد باقر نيز انگشتر امام حسين را در دست ميكردند و نقش انگشتر حضرت امام جعفر صادق اَللّهُ وَلّيى وَ عِصْمَتى مِنْ خَلْقِهِ بود و نقش انگشتر حضرت امام موسى عليه السلام حَسْبِىَ اللّهُ بود پس جناب امام رضا عليه السلام دست دراز كردند ونمودند انگشتر پدر خود را كه در دست داشتند و در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه نقش نگين حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم محمد رسول اللّه بود ونقش نگين جناب اميرالمؤ منين صلوات اللّه و سلام عليه اَللّه الْمَلِكُ بود و نقش نگين امام محمد باقر عليه السلام اَلْعِزَةُ للّهِ بود و در حديث معتبر ديگر منقول است كه از آن حضرت پرسيدند كه آيا كراهت دارد كه كسى در نگين غير نام خود وپدر خود چيزى نقش كند حضرت عليه السلام فرمود كه نقش انگشترى من اَللّهُ خالِقُ كُلُ شَيْئ است و نقش انگشتر پدرم اَلْعِزَهُ لِلّهِ بوده و نقش انگشتر امام زين العابدين عليه السلام اَلْحَمْدُلِلّهِ الْعَلّى بود و نقش ‍ انگشتر امام حسن و امام حسين عليهماالسلام حَسْبىَ اللّهُ بود و نقش انگشتر اميرالمؤ منين عليه السلام اَللّهُ الْمَلكُ بود.
در روايت معتبر ديگر منقول است كه نقش نگين حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اين كلمات بود اَلّلهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى فَقِنى شَرَّ خَلْقِكَ.
در حديث صحيح از حضرت امام رضا منقول است كه نقش نگين حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اَنْتَ ثَقِتى فَاْعِصمْنى مِنَ النّاسِ بود و نقش نگين حضرت امام موسى كاظم عليه السلام حَسْبىَ اللّهُ بود و در زيرش شكل گلى و در بالايش ‍ هلالى نقش كرده بودند.
در حديث صحيح ديگر منقول است كه نقش نگين حضرت امام رضا ماشاءَ اللّهُ لا قُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ ودر حديث معتبر ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه نقش نگين حضرت امام زين العابدين عليه السلام ابن بود خَزىّ وَشَقىٌ قاتِلُ الْحُسَينِ بْنِ عَلّىٍ.
عبداللّه بن سنان ميگويد كه حضرت صادق انگشتر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وسلّم را به من نمود نگين سياهى داشت و در دو سطر نوشته بود مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ.

در حديث ديگر فرمود كه هر كه نقش كند بر انگشترش مَاشاءَاللّهُ لاقُوَةَ اِلاّ بِاللّهِ اسْتَغْفِرُاللّهِ ايمن شود از فقر شديد و از جناب امام رضا عليه السلام منقول است كه نقش نگين حضرت امام محمد باقر چنين بود ظَنّى بِاللّهِ حَسَنٌ و بِالْنَّبّى الْمُوْتَمَنْ وَ بِالْوَصّىِ دى الْمَنَنِ وَبِالْحُسَيْنِ وَالْحَسَنِ در روايت ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروی است که انگشتر جناب اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه از نقره بود نقشش نِعْمَ الْقادِرُ اللّهُ بود و در بعضى روايات وارد است كه نقش نگين اميرالمؤ منين عليه السلام اَلْمُلْكُ لِلّهِ بود.
در روايت ديگر انگشترى داشتند از حديد صینی سفيد صاف اين كلمات در آن نقش فرموده بودند در هفت سطر و در جنگها و در شدتها در دست ميكردند كلمات اينست اَعْدَدْتُ لِكُلِ هَوْلٍ لااِلهَ اِلاّ اللّهُ وَلِكُلِّ كَرْبٍ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَ بِاللّهِ وَلِكُلِّ مُصيبَةٍ نازِلَةٍ حَسْبِىَ اللّهُ وَلِكُلِّ ذَبْبٍ كبيرَةٍ اَسْتَغْفِرُاللّهِ وَلِكُلِّ هَمَ وَ غَمّ قادِحٍ ماشاءَ اللّهِ وَلِكُلِّ نِعْمَةٍ مُتِجَّدِدَةٍ الْحَمْدُلِلّهِ ما بِعَلي بْنِ ابيطالِبٍ مِنْ نَعَمِ اللّهِ فَمِنَ اللّهِ و از اسمعيل بن موسى منقول است كه انگشتر حضرت امام جعفر عليه السلام تمامش از نقره بود و برآن نقش بود ياثِقَنى قِنى شَرَّجَميعَ خَلْقِكَ واز حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر كه در انگشتر خود آيه از قرآن نقش كند آمرزيده شود ابن طاووس ‍ عليه الرحمه به روايت قاسم بن العلا نقل كرده است از صافى خادم حضرت امام على نقى عليه السلام كه رخصت طلبيدم از آن حضرت كه به زيارت جدش امام رضا عليه السلام بروم فرمود كه با خود انگشترى داشته باشى كه نگينش عقيق زرد باشد و نقش نگين ماشاءَ اللّهُ لاقُوَّةِ اِلاّ اَسْتَغْفِرُ اللّه باشد و بر روى ديگر نگين محمد وعلى نقش كرده باشند چون اين انگشتر را با خود دارى امان يابى از شر دزدان و راه زنان و براى سلامتى تو تمام تر است و دين ترا حفظ كننده تر است . خادم گفت بيرون آمدم و انگشتري كه حضرت فرمود بهم رسانيدم و برگشتم كه وداع كنم چون وداع كردم و دور شدم فرمود كه مرا برگردانند چون برگشتم گفت اى صافى گفتم لبيك اى آقاى من فرمود بايد كه انگشتر فيروزه هم با خود داشته باشى به درستی که درميان طوس و نيشابور شيرى بر خواهد خورد بتو وقافله را منع خواهد كرد از رفتن تو پيش برو و اين انگشتر را بشير بنما و بگو مولاى من ميگويد كه دور شو از راه و بايد كه بر يك طرف نگين فيروزه اَللّهُ الْمَلِكُ نقش كنى و برطرف ديگر اَلمُلْكُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهارِ زيرا كه نقش انگشتر جناب اميرالمؤ منين عليه السلام اَللّهُ الْمَلِكُ بود چون خلافت آن جناب برگشت اَلْمُلْكُ لِلّهِ الواحِدِ الْقَهارِ نقش كرد و نگينش فيروزه بود و چنين نگينى امان مى بخشد از حيوانات درنده و باعث ظفر و غلبه ميشود در جنگها خادم گفت كه رفتم به سفر و به خدا سوگند كه در همان مكان كه حضرت فرموده بود شير بر سر راه آمد و آنچه فرموده بود به عمل آوردم و شير بر گشت . چون از زيارت بر گشتم آنچه گذشته بود به خدمت آن جناب عرض كردم فرمود يك چيز ماند كه نقل نكردى اگر خواهى من نقل كنم گفتم اى آقاى من شايد فراموش كرده باشم فرمود كه شبى در طوس نزد روضه امام رضا عليه السلام خوابيده بودى گروهى از جنيان به زيارت قبر ميرفتند آن نگين را در دست تو ديدند و نقش آنرا خواندند پس آنرا از دست تو بدر آوردند و بردند بنزد بيماريكه داشتند و آن انگشتر را در آب شستند و آبرا به بيمار خود خوارانيدند و بيمارشان صحت يافت پس انگشتر را برگردانيدند و تو در دست راست كرده بودى ايشان در دست چپ تو كردند چون بيدار شدى بسيار تعجب كردى و سببش را ندانستى و بر بالين خود ياقوتى يافتى و آنرا برداشتى که همراه تو است ببر بازار و آنرا به هشتاد اشرفى خواهى فروخت و اين ياقوت هديه آن جنيان است كه براى تو آورده بودند. خادم گفت كه ياقوت را بردم ببازار و هشتاد اشرفى فروختم . وايضا سيدبن طاوس روايت كرده است كه شخصى آمد به خدمت جناب امام جعفر صادق عليه السلام و گفت من ميترسم از حاكم شهر جزيره و ميترسم كه دشمنان من او را با من بخشم آورند و ايمن نيستم از آنكه مرا بكشند آن جناب فرمود كه انگشترى بساز كه نگين آن حديد صينى باشد وبر روى نگين سه سطر نقش كن در سطر اول اَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ و در سطر دويم اَعُوذُ بِكَلِماتِ اللّهِ و در سطر سوم اَعُوذُ بِرَسوُلِ اللّهِ و در زير نگين دو سطر نقش كن سطر اول امَنْتُ بِاللّهِ و كتبه و سطر دويم اِنّى واثِقٌ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ و در سطر سيم زير نگين نقش كن اَشْهَدُاَنْ لا اِلاّ اللّهُ مُخْلِصا و در دست كن آن انگشتر را در هر حاجتى كه بر تو دشوار شود و ترسهايت بايمنى مبدل ميشود و زنيكه زائيدن بر او دشوار شود بر او بنديد كه بمشيت خدا بزودى وضع حمل او ميشود وهم چنين دفع ميكند اثر چشم بد را و حذر كن كه نجاستى و چربى بآن نگين نرسد و با خود به حمام و بيت الخلا مبر و خوب محافظت نما آنرا كه از اسرار خدا است و شما شيعيان از دشمنان خود مى ترسيد برجان خود كه بايد اين انگشتر را داشته باشيد و از دشمنان پنهان داريد و تعليم مكنيد مگر به کسی که اعتماد براو داشته باشيد راوى حديث گفت كه من تجزيه كردم و اثرش را يافتم .
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه هر كه صبح كند در دستش انگشتر عقيق باشد كه در انگشت دست راست كرده باشد پيش از آنكه نظرش بر كسى بيفتد نگين آنرا به جانب كف دست بگرداند و بآن نظر كند و سوره انا انزلناه فى ليلة القدر را تا آخر بخواند پس بگويد:امَنْتُ بِاللّهِ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَ آمَنْتُ بِسِرِّ آل مُحَمَّدٍ وَ عَلانِيَتِهِمْ وَ ظاهِرِهِمْ وَ باطِنِهِمْ وَ اوَّلِهِمْ وَ آخِرِ هِمْ چون چنين كند خداوند عالميان او را نگاه دارد آن روز از شر آنچه از آسمان نازل مى شود و آنچه از زمين بيرون ميآيد و در حرز و حمايت خدا باشد تا شام و در حديث ديگر منقول است كه هر كه انگشترى از عقيق بسازد و در نگين آن نقش كند مُحَمَّدٍ وَعَلِىٌ وَلِىُ اللّهِ خدا او را مرگ بد ندهد و نميرد مگر بر دين حق .

 

 

 

 

فصل هفتم : در زيور طلا و نقره پوشيدن و به زنان واطفال پوشانيدن

در حديث صحيح منقول است كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا جايز است كه پسران نا بالغ را زيور و طلا بپوشانند فرمود كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام ميفرمود :زنان و اطفان خود را به زيور طلا ونقره و در حديث صحيح ديگر از آنجناب پرسيدند در اين باب فرمود كه پدرم امام محمد باقر عليه السلام زنان و فرزندان خود را زيور طلا و نقره ميپوشانيدند.
در حديث صحيح ديگر از آن حضرت پرسيدند از زيور كردن زنان بطلا و نقره فرمودند كه باكى نيست و در حديث معتبر ديگر از آنجناب منقول است كه سرغلاف شمشير حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و دسته اش از نقره بود و در ميان حلقه هاى نقره داشت و زره آن جناب سه حلقه نقره در پيش و دو حلقه در عقب داشت .
از حضرت رضا عليه السلام منقول است كه ذوالفقار را جبرئيل براى رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از آسمان آورد و زيورش از نقره بود و در حديث حسن از آن حضرت منقول است كه باكى نيست زيور كردن شمشير به طلا و نقره و در حديث ديگر فرمود كه زيور شمشير حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تمام از نقره بود دسته اش و سر دسته اش .
در حديث معتبر ديگر فرمود كه باكى نيست زينت كردن قرآن ها و شمشيرها را به طلا و نقره وبسند موثق ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هميشه زنان زيور ميپوشيدند.
در حديث معتبر از فضل بن يسار منقول است كه از حضرت امام جعفر عليه السلام پرسيد از كرسى كه در آن طلا باشد آيا ميتوان در خانه نگاه داشت حضرت فرمود اگر طلا باشد به و اگر آب طلا بر آن ماليده باشند باكى نيست .
در حديث ديگر از آن حضرت منقول است كه سزاوار نيست زن خود را معطل بگذارد و زينت نكند اگر چه گردن بندى داشته باشد كه در گردن ببندد و سزاوار نيست كه دستش از خضاب خالى باشد اگر چه به ماليدن حنا باشد هر چند سالدار باشد.
در روايت معتبر وارد شده است كه جايز است دندانها را طلا به يكديگر ببندد بدان كه در باب زيور طلا احوط و اولى آنست كه مردان اجتناب نمايند اگر چه در شمشير و مصحف باشد.

پرینت

خواص درمانی سنگها

تاریخ انتشار : . درباره سنگها

امتیاز کاربران

 

 زمین ، عاملی برای بر هم زدن تعادل بدن

برخی از عناصر موجود در سنگ ها و کانی های موجود در خاک علاوه بر اینکه در صنعت و تداوم حیات بشر نقش مهمی ایفا می کنند گاهی نیز تعادل بدن را بر هم ریخته و موجب بروز مشکلات می شود.
بطور مثال آب که یکی از مهمترین نیاز های بشر محسوب می شود و آب های زیر زمینی در زمره منابع آب آشامیدنی با کیفیت مطلوب طبقه بندی می شوند ، خاکها و سنگ ها به عنوان صافی طبیعی ، این آب را تصفیه کرده و آلودگی های نامطلوب را از آن جدا می کند ولی با توجه به مسائل ژئو شیمیایی مربوط به لایه های زمین که آب در آنها جریان دارد ، کیفیت آب زیرزمینی صد در صد تضمین شده نیست و آلودگی های موجود در آن به عنوان تهدیدی برای سلامت و بهداشت عمومی به شمار می رود. زیرا بسیاری از عناصر موجود در سنگ ها و خاکها در مقادیر بالا مسمویت زا می باشند و آب بعنوان یک حلال این عناصر را در خود حل نموده و وارد چرخه غذایی و از آنجا وارد بدن موجودات شده و زیان های فراوانی را بوجود می آورد.
از جمله این عناصر آرسنیک موجود در کانی ها و سنگ های آرسنیک دار است . که از جمله مهمترین و فراوانترین آلوده کننده طبیعی آب زیر زمینی محسوب می شود. که علاوه بر سمی و سرطان زا بودن امراض گوناگون پوستی را موجب می شود . حداکثر میزان مجاز این عنصر در آب شورب ppm/lit 10 می باشد ( 1993 – WHO ) در حالی که بسیاری از کشور ها حد استاندارد سابق WHO را یعنی ppm/lit 50 را در نظر می گیرند.
از جمله مناطقی که با مشکل آلودگی آب مواجهند می توان به آرژانتین ، شیلی ، مکزیک ، هند ( بنگلادش غربی ) ، بنگلادش ، شمال چین ، تایوان ، ویتنام ، مجارستان و بخشی از امریکای غربی را می توان نام برد.
از دیگر بیماری ها که توسط عناصر موجود در سنگ ها و کانی ها بوجود می آید می توان به موارد زیر اشاره نمود:
جمع شدن گاز رادوون که موجب بروز سرطان وبیماری Melanoma و سرطان کلیه می شود.
هم چنین روی که از عناصر سنگین است و در تغذیه نقش مهم دارد. مصرف بالای آن بیماری کم خونی را موجب می شود
کادمیوم می تواند عامل فشار خون بوده و سبب بروز بیماری نرمی استخوان ( تخریب بافت و نرم شدن استخوان ها ) شود . مواد باطله حاصل از معدن کاری و فرآوری فلزات سبب تمرکز خطرناک این عنصر و رها شدن آن در بیوسفر می شود.
جیوه عنصر تجمع پیدا کننده ای است و بنابر این هر چه موقعیت حیوانات در چرخه غذایی بالاتر باشد مقدار این عنصر در بدن آنها زیاد تر خواهد بود. جیوه به سیستم اعصاب مرکزی بدن حمله کرده و موجب تخریب آن می شود. بعنوان مثال می توان تعدادی از دهکده های ماهیگیری ژاپن را نام برد که در اثر مصرف ماهی های جیوه دار دچار مشکلات فاجعه بار شدند.
بریلیوم در فرم اکسیدی خود (Beo) اگر استنشاق شود یا لمس شود ، حتماً باعث بیماری خواهد شد . در سال 1940 معدنکاری که در تماس با این عنصر قرار داشته اند به بیماری کرونیک بریلیوم یا (CBD) مبتلا شدند. اکسید بریلیوم در راکتورها اورانیوم که پلوتونیوم از اورانیوم ساخته می شود ، استفاده می گردد.

تاریخچه سنگ درمانی

گوهرها بر خلاف استقبال گسترده مردم جهان طی سالهای اخیر، موضوع جدیدی نیست، بلکه هزاران سال قدمت دارد. شواهد کاربرد سنگهای طبیعی برای درمان بیماریهای مختلف در قدیمی ترین تمدنهای بشری به چشم می خورد. بر اساس این شواهد، در طول تاریخ از سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی برای مقاصد درمانی، محافظت افراد در برابر بلایای طبیعی و تاثیرات نامطلوب محیطی استفاده می شده است. قدیمی ترین گزارش ها در مورد خواص درمانی گوهرها به هزاره 4 پیش از میلاد باز می گردد.

چنین به نظر می رسد که کتیبه های سومری و متون علوم ودایی مربوط به هند باستان، کهن ترین آثار بر جای مانده از این دانش قدیمی می باشند. در طب سنتی هند (آیورادا) دستورات دقیقی در مورد تهیه پودر، خمیر و الگریز با سنگهای شفا بخش وجود دارد. متون و دستورات این طب تا به امروز حفظ شده و توسط پزشکان آن در سراسر دنیا و بخصوص در آمریکا، اروپا و هند بکار گرفته میشود.
در چین باستان نیز درمانگران از خواص ارتعاشی سنگها آگاه بوده اند. کتاب امپراطور زرد (حدود 500 سال قبل) که توسط پی یو نگاشته شده دارای توضیحات فراوانی در مورد گوهرها و تاثیر آنها بر بدن انسان است. امروزه نیز کشور چین یکی از بزرگترین عرضه کنندگان گوهرها و سنگهای شفابخش در سراسر دنیاست.
ارسطو فیلسوف مشهور یونانی نیز از قدرت ویژه و منحصر به فرد سنگهای شفابخش صحبت کرده است.
رومیان نیز تحت تاثیر آموزه های یونان و سایر تمدنهای باستانی، همواره سنگهای صیقل داده شده را برای رفع بیماری و بدشانسی با خود حمل کرده و در جنگ ها در زره و سپر و شمشیر خود از آنها استفاده می کردند.
در دین مبارک اسلام نیز استفاده از انگشتر با نگین عقیق، فیروزه و سنگ خورشید به مومنین توصیه شده و با استناد به کتب دینی، ائمه اطهار غالبا نگین انگشتری بر دست داشته اند.
دانشمندان ایرانی در دوره پس از اسلام نیز توجه و عنایت ویژه ای به گوهرها و سنگهای شفا بخش داشته اند که از این میان می توان به صباح بن عمران از جواهرشناسان عهد هارون الرشید خلیفه عباسی و عطاربن محمد، منجم و مولف کتاب منافع الاحجار اشاره نمود. ابن سینا، حکیم عالیقدر پارسی نیز، در درمان تمایل به خودکشی از سیترین استفاده می کرده است.
شاید به جرات بتوان گفت پرارزشترین و مهمترین کتب گوهرشناسی ایران کتاب الجماهر فی الجواهر تالیف ابوریحان بیرونی به زبان عربی و رساله تنسوخ نامه ایلخانی معروف به رساله جوهریه تالیف خواجه نصیر الدین طوسی به زبان فارسی است. تنسوخ نامه ایلخانی که در عهد پادشاهی هلاکوخان و به امر او توسط خواجه نصیرالدین طوسی به رشته تحریر در آمده است، شامل منافع و خواص و صفات گوهرها و سنگهای بیش بها است.
یک درمانگر زن مشهور به نام هلیدگارد، در قرن دوازدهم میلادی (اروپای قرون وسطی) در کتاب معروف خود به نام فیزیکا به طور مفصل به توضیح خواص درمانی سنگهای نیمه قیمتی پرداخته است. یکی از این درمانهای طبیعی شامل قرار دادن سنگهای خاص بر روی نقاطی از بدن و نوشیدن آب از ظرفی بوده که سنگهای شفابخش به مدت یک شبانه روز در آن قرار داده شده باشد.
چارسلسوس، پرآوازه ترین پزشک اروپا در دوران رونسانس، در مورد ویژگیهای شفابخش سنگها و مواد معدنی و ارتباط این خواص با ساختمان فیزیکی و فرمول شیمیایی آنها به بررسی و مطالعه پرداخته است. او پس از سالها مطالعه و به دنبال کسب تجربیات متعدد، به این نتیجه رسیده است که از سنگهای ساییده شده و یا خرد شده می توان نه تنها برای درمان علایم بیماریها، بلکه برای علاج دلایل عمیق بیماری هم استفاده کرد.

 بسیاری از مردم ، حتی اهل فن به جواهرات و سنگها ، صرفاً از دید زیورآلات و زیبایی و یا قیمت و ارزش آن می نگرند . بعضی از مردم هم بر این باورند که از نگین یا جواهرات استفاده کرده اند . که برای آنان این جواهر یا انگشتری نحس و شوم بوده و یا اینکه شانس و اقبال را به آنان هدیه کرده است . اما بایستی که این مسئله را مد نظر داشته باشیم که هیچ چیزی در این دنیا بدون دلیل و علت به وجود نمی آید . و اگر ما از چگونگی بوجود آمدن آن و خواص و فوائد ، و همچنین ضرر و زیان آن اطلاع حاصل کرده ، و دریابیم که چگونه و در چه جائی از آنها استفاده نمائیم ، می توانیم آن نتیجه ی مطلوبی را که می خواهیم حاصل نمائیم . صدها سال قبل اهل فن از فوائد سنگها و جواهرات استفاده می کردند ، و دریافته بودند که این سنگها دارای خواص مغناطیسی و درمانی می باشند ، و حال در عصر حاضر با تکنولوژی پیشرفته ای که بشر ، حاصل نموده از نور و اشعه در علم و صنعت و طب استفاده می شود .

آیا هیچ از خود این سؤال را نموده اید که پادشاهان در قدیم ، چرا برای خود تاج درست کرده ، و در این تاج از تمامی سنگها و جواهرات استفاده می کردند . بخاطر اینکه صدها سال پیش از این ، علما و دانشمندان از خواص و فوائد ، سنگها و جواهرات آگاه بودند و اما فلسفه تاج این است که تاج پادشاهان را با تمامی جواهرات زینت می دادند و اعتقاد داشتند که هر سنگ خواصِ خاص خود را دارد و زمانی که همگی جواهرات را در مجموعه ای مثل تاج استفاده می نمودند ، گذشته از قدرت و برکت و مال مقام ، خود را در مقابل هر گونه شر و بیماری بیمه می نمودند ، لهذا بدین ترتیب از مجموعه ای از جواهرات برای خود تاجی به شکل زیور استفاده می کردند و در عین حال از تمامی خواص و فوائد این جواهرات استفاده کرده ، و با اطمینان خاطر و داشتن اعتماد به نفس و تکیه بر خواص جواهرات بر اریکه قدرت تکیه زده و بر ملک و مردم ، حکومت می نمودند . گذشته از آن از ترکیبات و همچنین کشته ی این سنگها در طب سنتی استفاده می کردند که در حال حاضر ، و در این عصر نیز در بعضی از نقاط جهان این استفاده مفید را می نمایند . 

جواهرات وسنگها ، اشعه و حرارت کیهانی را جذب نموده ، سپس طبق خواص خود ، پرتو و اشعه را به هاله و چاکراهای فرد منعکس می سازند پس با کمی تعمق می توانید نتیجه بگیرید ، که چه عملی در این رابطه صورت می گیرد ، و چگونه سنگ و جواهر موافق ما برای ما مفید بوده ، و جواهر و رنگ مخالف ما برای ما نقصان در بر دارد.